بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست










تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت 1392 | 02:26 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

 


  خلـوت گــزیده  را  به  تمــاشــا چه حاجت  اســت


    چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است


    جانــا  به حاجتـــی که تو  را  هســــت  با  خــــــدا

      کاخــــر دمی بپـــــرس که مـا را چه حاجــت اســت


                                                                                     
 شب قدر است وباید قدربدانیم لحظه های پاک عرفانی را ،

که اگر زدست رود باز نخواهد گشت وحسرتش به دل می ماند

وانتظار دوباره رسیدنش.واینکه آیا ما هستیم تا قدری دیگر را ببینیم ؟

پس در یاب فرصت تعالی روحت را و

در این میان یادی از ملتمسین دعا بکن. عبادت هایت قبول....








شب پرواز

امشب شب دعاست

شب استغاثه است

شب اشک است و آه

شب توبه است و استغفار

می گویند درهای آسمان باز است

فرشتگان رحمت قاصدان خدایند و

میزبانان خوان رحمتش

آمده اند تا یاریت کنند

آمده اند تا هادیت باشند به سمت بهترین ها

آمده اند تا کمکت باشند برای پرواز

برای پریدن ،برای پراندن

برای یک سفر کوتاه آنی

سفری از تو به او

هجرتی از فرش به عرش

هجرت روح از جسم

پروازی از زمین به آسمان

بال پرواز نیست اما راه پرواز هست

راهی کوتاه و روشن

پروردگارا !بنازم عظمتت را

بزرگیت را ،مهرو مهربانیت را

همه چیز را برایم مهیا کردی تا

 خود گمشده ام را پیدا کنم و

آن باشم که تو می خواهی




تاریخ : یکشنبه 14 تیر 1394 | 04:42 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات
95698775940866La


هر آنچه نتوان گفت ،بر ورق بنویسم

قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم


قسم به جانٍ قلم خورده ام که نای قلم را

به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم


بر آن سرم که به رغم محیط در همه جایی

هر آنچه حق بپسندد به حقٍ حق بنویسم


روز قلم,قلم چیست؟،14 تیر روز قلم


قسم به قلم و تراوش عطر نوشته اش !

قسم به قلم وتعبیر زیبای خلقتش !

قسم به قلم ونخستین نگاه قلم به افق بیکران آفرینشش !

قسم به قلم و اولین اندیشه ای روان شده بر ذهن قلم !

قسم به قلم و تمام توانایی هایش در بُروز علم و معرفت!

قسم به قلم و قسم به خدای قلم  و قسم به رسالت قلم !

رسالتی که از نیستان تا دورترین نقطه ،

سرمه ی چشم یاران عشق و معرفت گشته است !

سوگند به قلم که خداوند به آن نظر کرد و شد :


«مَا رَأیتُ اِلاّ جَمیلاً»


که همانا نقشی بود زیبا بر پرده ی عشق !

و زنده باد قلمی که جوهرش


پاکتر از  «خون دِلِ مظلومان» و زلال تر از «اشک یتیمان» است!



و زنده باد زنده یاد دکتر شریعتی که گفتند :


«قلم توتم ماست، توتم من است، به قلم سوگند،

 به خون سیاهی که از حلقومش می­چکد سوگند

به رشحه خونی که از زبانش می­چکد سوگند،

 به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند

 که توتم مقدس را نمی ­فروشم، نمی­ کشم، گوشت و خوشن رانمی خورم،

 به دست زورش تسلیم نمیکنم، به کیسه زرش نمی­دهم،

 بر سر انگشت تزیورش نمی ­سپارم،

 دستم را قلم می­کنم، و قلمم را از دست نمی­گذارم،

 چشم­هایم را کور می­کنم، گوش­هایم را کر می­کنم،

 پاهام را می­شکنم، انگشتانم را قطع می­کنم،

 سینه را می­شکافم قلبم را می­کشم، حتی زبانم را می­برم...

 اما قلمم را به بیگانه نمی­دهم».


                           روز قلم بر تمامی صاحبان اندیشه و قلم مبارک باد


 


 

برچسب ها: روز قلم، روز خلقت معرفت، روز نورانیّت علوم الهی، !، عرصه ی قلم،

تاریخ : یکشنبه 14 تیر 1394 | 02:45 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات



کلام زیبای گاندی به همسرش :
  
خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ؛

زیاد نزدیک به هم می سوزیم،

و زیاد  دور از هم ، یخ می زنیم .


تو نباید آنکسی باشی که من میخواهم،

و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی.

کسی که تو از من می خواهی بسازی،

یا  کمبودهایت هستند یا آرزوهایت.

من باید بهترین خودم باشم برای تو.

و تو باید بهترین خودت باشی برای من .


خوبِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست،

و معجزه اش  نادیده گرفتن کمبودها .


زندگی ست دیگر...

همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست؛

همه سازهایش کوک نیست.

باید یاد گرفت با هر سازش رقصید؛

حتی با ناکوک ترین ناکوکش.

اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن؛

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد؛




به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند.

به این سالها که به سرعت برق گذشتند؛

به جوانی که رفت؛

میانسالی که می رود.

حواست باشد به کوتاهی زندگی،

به زمستانی که رفت؛

بهاری که دارد

تمام می شود کم کم،

آرام آرام.

زندگی به همین آسانی می گذرد.



ابرهای آسمان زندگی

گاهی می بارد و گاهی هم صاف است.

میگذرد، هر جور که باشی ....



........

برچسب ها: گاندی، مهاتما گاندی، کلام گاندی خطاب به همسرش،

تاریخ : پنجشنبه 11 تیر 1394 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات
                                                                          


گل هایی که در انزوای جنگل می رویند

عطر خود را منتشر می کنند

چه کسی آنجا باشد که از آن ها قدردانی کند ،چه نباشد

چه کسی از کنارشان بگذرد ،چه نگذرد ..


ﻣﻌﻄــّﺮ ﺑﻮﺩﻥ، ﻃﺒﯿﻌﺖِ ﮔﻞ ﺍﺳﺖ؛


ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎن‌هاﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ

و


بی هیچ توقعی لبخند می‌زنند و مهربانند.


تقدیم به آن‌هایی که بی‌توقع مهربانند...
                                            

Image result for ‫گلهای زیبای جنگلی‬‎

گل هدیه ی خداست

Image result for ‫گلهای زیبای جنگلی‬‎


تقدیم به تو که مهربانی




Image result for ‫گلهای زیبای جنگلی‬‎


برچسب ها: گل های جنگلی، عطر گل، لبخند مهر، مهربانی، عشق،

تاریخ : دوشنبه 8 تیر 1394 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات










خدایم گفت : بیا !


گفتم از زشتی گفتار بَدَم ، گفت : “بیا”
از سیه کاریٍ رفتار بَدَم ، گفت : “بیا”

گفتم از غفلت دل ، از هوسم ، از نفسم
صاحب آن همه کردار بَدَم ، گفت : “بیا”

گفتم از سرکشیم ، سینه سپر ، داد زدم
نیستم خسته دل از کار بَدَم ، گفت : “بیا”

گفتم از دوست گریزانم و در خود غرقم
دائما در پی پندار بَدَم ، گفت : “بیا”

گفتم از گــــــــوهـر ذکر تو ندارم بهره
غوطه ور مانده در افکار بَدَم ، گفت : “بیا”

گفتم ای چشمه ی خوبی ، سحری چشم گشا
نگر اعمال شرر بار بَدَم ، گفت : “بیا”

گفتم ای صاحب این سفره که خوبان جمعند
گفته بودی که خریدار بَدَم ، گفت : “بیا”

گفتم آینـــــــه شیــــطان شده بودم عمری
خسته از دست همین یار بَدَم ، گفت : “بیا”





 
 


برچسب ها: خدا، مهر پروردگار،

تاریخ : پنجشنبه 4 تیر 1394 | 06:10 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات





دلتنگـــــم !!

دلتنگم

دلتنگ زامروزم

دلتنگ قدیم نیستم

دلتنگ آن روزهایم

که چقدر دلهایمان به هم نزدیک بود


می گویند : آن روزها گذشته

امروز روز دیگریست با هوایی دیگر

هوای دیروز عطر مهر داشت و دوستی

هوای دیروز بارانی عاطفه و محبت بود

هوای امروز هم بارانی است

و زیبائی خاص خودش را دارد


اما در  این هوای بارانی روح بارانی ام

را فقط یک فکر می آزارد :


نکند مرگ عاطفه بیاید

نکند انسانیت بمیرد

نکند شاهد باشیم رنجش دلها را

پس بیا ای همدل ،ای دوست

ای هم نوع

لااقل به احترام دیروز

مهربان باشیم با هم

آنهم کمی مهربانتر.....





برچسب ها: دلتنگم، یاد قدیما، دل نوشته، حرف دل،

تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

رمضان !ماه بی مثال خوش آمدی










باز میخانه و می ، باز سماعی دیگر
باز هم مطرب و نی ،باز نوائی دیگر

می گلگلون كه چكد از لب مستت ساقی
فیض قدسی برسانی به صفایی دیگر

خرقه ی زهد فكندم به كناری آری
خرقه ی عشق بپوشان نه ردائی دیگر

بر لب پیـــــر خرابات بود پیوسته
نغمات خوش یاهو ،نه صدائی دیگر

در غروبی كه در میكده را می بندی
منتظر بر سحرم تا به عطائی دیگر

تا پیاپی قدحت حال دلم كرد خراب
جام می را بشكستم به جفائی دیگر

با همه جور و جفایی كه تو از من دیدی
باز هم عیب بپوشان ! تو خدائی دیگر!


مهدی روحانی کاشمری






رمضان ! ای ماه سراسر نسیم گره گشا !خوش آمدی

 خوش آمدی  که به دلهای نا امید شور هستی و امیدواری !

خوش آمدی که نوید شکفتن می دهی  . شکفتن در بهار ی خدایی ...

شکفتن در آغوش فرشتگان آسمانی ..

شکفتنی  به سمت نورالانوار ، در وقت پیوستن مخلوق به خالق .

دلا  چوغنچه شکایت زکار بسته نکن

که باد صبح، نسیم گره گشا آورد


خوش آمدی که اذانت ،اذان عشق است و عطرت ،عطر عروج معشوق !

پس بگذار بشنوم بانگ سروش عشق را ازگلدسته های عاشقی ات

آنهم  در لحظه های خوش  انتظار !


لحظه هایی که اوج تولد دوباره ی من است

منی که ره می جویم بسوی عنایت پروردگار !

عطش دارم رمضان ! تشنگی ات را می طلبم . تشنه ی عشقم نه تشنه ی آب !

تشنه ی می عشق  پروردگار! شاید جاری زلال رحمتش  بر سراسر وجودم

 روان گردد و روح و جانم را طراوت دیگر دهد .






رمضان ! ماه بی مثالم ! خوش آمدی که گرسنگی ات آرزوی من است .

طالبم که با عبادت به درگاه خدایم به سیری معنوی رسم و در انتظار بمانم

 تا نوای اذان غروب و سحرت به قربتم رساند : قربه الی ا لله ..

شاید یکتای بی همتا در این بزم عرفانی با مهر به رویم نگرد

و از شراب معنوی اش  باده ایی نابم دهد.شاید که بال پرواز گشایم

و به آسمان رسم .......






طیران مرغ دیدی ،تو زپای بند شهوت

بدر آی تا ببینی طیــران آدمیت

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

تو ببین که تا چه حد است مکان آدمیت



التماس دعا دوستان !

برچسب ها: ماه رمضان، ماه بی مثال، مهدی روحانی کاشمری، حلول ماه رمضان، روزه، سفره الهی، روزه داری،

تاریخ : دوشنبه 25 خرداد 1394 | 09:48 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

                              




یاد باد آن روزگارانی که گل و گلدان رونق بخش حیاط خانه مان بود و جای امنی داشت برای رشد و نمو وبرای زیستن .یاد باد روزهایی که قبل از آمدن فصل بهار  ،باغچه های زیبای خانه را که بهترین فضای محل سکونتمان بود زیر و رو میکردیم تا نفس بکشد و برای زنده شدن و تازه گشتن آماده گردد .دلمان را گره می زدیم به  گیاهان و گلهای روئیده در آن و با آب دادن و مواظبت کردن و از بین بردن علف های هرز به انتظار می نشستیم تا ساقه ها قوت بگیرد ،برگ و بار دهد و با سبز شدن و به گل نشستن دوباره اش به  ما امید دهد  .واین بود  بهترین دل مشغولی پدران ما رسیدگی به این زندگان خرمی و نشاط در طول بهار و تابستان و با آمدن پائیز و زرد شدن آن غم به دل نشسته شان را با امید بهاری دیگر و رویشی دیگراز بین می برد و این یعنی اصل اول زنده بودن ،یعنی امید و امیدواری .نه جعبه ی جادویی ( تلویزیون )  کامپیوتر  مانع حضورشان در فضای آزاد خانه می گردید و نه وجود گلهای مصنوعی و پلاستیکی بی روح .وتمام این امور بخش عمده ایی از زندگی پدران و اجداد ما بود که انتقالش از نسلی به نسل دیگر روز به روز کمتر و کمتر شد و می رود تا از بین برود و این هم می شود مر گ یکی از ارزشهای مهم روزگارمان . ارزشی که هزاران راز دارد . ارزشی که وقتی به آن اهمیت دادی ،وقتی حسش کردی ،بهایش را می فهمی .

      گل هدیه ای ست فرو فرستاده از بهشت 

  مردم کریمتر شوند اندر نعیم گل

آن زمان که در کنار گل و گیاه می نشینیم ،وقتی لطافتش را می بینیم ،آنگاه که عطرش مستمان می کند آرامشی نصیبمان می گردد که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست .وقتی به رسم هدیه گلی زیبا را تقدیم دیگری میکنیم یعنی :

 رعایت ادب و احترام و سپاس

 ابراز دوستی و محبت

شور و هیجان و گفتاری بهتر و متفاوت تر از گذشته

و یعنی بروز احساس و مهری نهفته

واین عمل و عکس العمل های شیرین در همان ثانیه های نخست صورت می گیرد که بیانگر تاثیر عمق گیاه در سرشت انسان است که نباید از او گرفته شود .

                                       گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

 بیائید در این روز گل  فرصت را غنیمت شمریم و در این عمر گذران به کوتاهی عمر گل فکر کنیم و زیبایی هایش را از دست ندهیم و فضای بی روح خانه و محل کار خود را با گیاهان  زنده صفا دهیم وبا تقدیم شاخه ای گل بفهمانیم که :
بهار را می توان به خانه آورد
گل زبان گویای بهشت است ،باید زبانش را فهمید
گل پیام آور طراوت ،لطافت و تازگی ست ،باید حسش کرد
گل آرامش بخش زندگی ست

پرورش گل را باید به فرزندان  (گل‏هاى زندگی ) آموخت
حال که خرداد ماه برای دوست داران محیط زیست ،برای عاشقان طبیعت سبز و خرم خدا چهره ایی دیگر داردوروز اولش  روز جهانی تنوع زیستی ،پانزدهمین  روزش روز جهانی محیط زیست، وروز 25  روز گل و روز  27 آن روز جهانی بیابان زدایی نام گرفته  بیائید به بهانه ی این نامگذاریها برای آدمیان عصر ماشینی امروز چاره ای بیندیشیم .
 



ادامه مطلب برچسب ها: روز گل و گیاه، ارزش گل، نگرش نیاکان ما به گل، لطافت، عطر، روز بیابان زدایی،

تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 | 07:34 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات




در گشت و گذار دشت مجاز به وبلاگ وزین بجنورد 1400 رسیدم

و پست « تندیس چاروق دوز بجنورد » توجهم را جلب کرد

http://bojnord1400.mihanblog.com/post/335

یادم آمد از شعری که باید حفظ میکردم در کودکی

شعری که بسیار زیبا بود

شعر موسی و شبان  مولوی

و من چاروق را از کودکی شناختم

همان زمان که در پایه ی ابتدائی این شعر  یکی از مهمترین درسهایمان بود



همان زمان که مطالب درسی سرسری نبود و

به معنای واقع سراینده های شعر را می شناختیم

سعدی بود و حاقظ وشاعران خوب دیگر و

معرفت شناخت پروردگار :

برگ درختان سبز در نظر هوشیار

هرورقش دفتری ست معرفت کردگار



و یا این شعر زیبای موسی و شبان  مولوی که هم درس عشق بود و معرفت

و هم شناخت پروردگار و

و هم تعبیر آیه ی مهم :


« لا اکراه فی الدین »


Image result for ‫در کتاب درسی دید موسی یک شبانی را به راه‬‎


دید موسی یک شبانی را به راه

کو همی گفت ای خدا وای اله

توکجایی تا شوم من چاکرت

چارقت دوزم کنم شانه سرت

دستک بوسم بمالم پایکت

وقت خواب آید بروبم جایکت

ای فدای توهمه بزهای من

ای به یادت هی هی وهی های من





زین نمط بیهوده می گفت آن شبان

گفت موسی با که هستت ای فلان

گفت با آن کس که ما را آفرید

این زمین و چرخ از او آمد پدید

گفت موسی، های خیره سرشدی

خود مسلمان ناشده کافر شدی

این چه ژاژاست وچه کفراست و فشار

پنبه ای اندر دهان خود فشار

گرنبندی زین سخن تو حلق را

آتشی آید بسوزد خلق را

گفت ای موسی دهانم دوختی

وز پشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد و تفت

پافتاد اندر بیابان و برفت


وحی آمد سوی موسی از خدا

بنده ی ما را ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل کردن آمدی

درحق او مدح و درحق تو ذم

در حق او شهد و درحق تو سم

ما بری از پاک و ناپاکی همه

از گران جانی و چالاکی همه

من نکردم خلق تا سودی کنم

بلکه تا بربندگان جودی کنم

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

خون شهیدان را زآب اولی تر است

این خطا از صد ثواب اولی تر است

لعل را گر مهر نبود باک نیست

عشق را دریای غم غمناک نیست


Image result for ‫در کتاب درسی دید موسی یک شبانی را به راه‬‎

در دل موسی سخن ها ریختند

دیدن و گفتن به هم آمیختند

چون که موسی این خطاب از حق شنید

در بیابان در پی چوپان دوید


عاقبت دریافت او را و بدید

گفت مژده ده که دستوری رسید

هیچ آدابی و ترتیبی مجوی

هر چه می خواهد دل تنگت بگوی






هر کسی از ظنُ خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من


ادامه مطلب برچسب ها: مولوی، موسی و شبان، شعر مولوی، کتاب درسی قدیم،

تاریخ : جمعه 22 خرداد 1394 | 07:10 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات
آهو بره




ز شیراز اومدم گل هدیه دارم آهو بره

به جز مهر و صفا سوغات ندارم آهو کره

بیا تا گل بریزم پیش پایت آهو بره

به جز تو مونس دیگر ندارم آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

به قربون قدت آهوکرره

به قربون قدت وای آهو بره


آهو,عکس های آهو,تصاویر آهو

خدا کاری بکن که شو سر آیه آهو بره

به چشم دلبرم زودتر آیه آهو کرره

فدای چشمای سیات بالای بلندت آهو بره

اورسی میخرم سی پای قشنگت آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

به قربون قدت آهو بره

به قربون قدت وای آهو کرره

بهار اومدو گلها چیدنی شد آهو بره

لبون دخترون بوسیدنی شد آهو کرره

لبون دخترون هل هست و میخک آهو بره

که سوغات بزرگون بردنی شدآهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

به قربون قدت آهو کرره

به قربون قدت وای آهو بره


آهو,عکس های آهو,تصاویر آهو


گلوبند ولم طوق طلایه آهو بره

دو نارنج روی سینه برملایه آهو کرره

دو ابرویش شمشیر کشیده آهو بره

دو چشم او درون یه بلایه آهو بره 

عزیزم آهو بره آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

به قربون قدت آهو کرره

به قربون قدت وای آهو بره

گلم سیب و گلم نار و گلم به آهو بره

برای خاطرت موندم در این ده آهو کرره

برای خاطر خالای لبونت آهو بره

بسازم قصر و بارگاهی در این ده آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

عزیزم آهو بره آهو بره

به قربون قدت آهو بره

به قربون قدت وای آهو کرره



ادامه مطلب برچسب ها: گلوریا روحانی، آهو بره، آهنگ شیرازی،

تاریخ : یکشنبه 17 خرداد 1394 | 04:17 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

تعداد کل صفحات : 63 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه