ای تیر غمت را دل عشاق نشانه !!



بچه که بودم یک صدا برام بسیار پر خاطره بود . صدای زیبای چاووش...

صدایی که خبر از سفری معنوی میداد ..با عجله همراه مادر می پریدم تو کوچه ....

یه نفر پرچم سبزی گذاشته بود رو کولش و آوازی پرمعنی میخوند

و گروهی که پشت سرش بودند ....با چشمانی اشکبار او را  همراهی میکردند
...
نامش چاووش بود ..ندا دهنده ی سفری زیبا !

چاوش  آرام آرام می رفت و دو قافله دل همراه خود می برد ..

یک گروه  زوار بودند و گروه  دیگه بدرقه کننده ی زوار ...

یک طرف آرزو میکرد و طرف دیگه لذت میبرد و برای خودش آرزو می ساخت ...


Image result for ‫چاوشی خوانی‬‎


هدف یکی بود

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ،کعبه و بتخانه بهانه ...


هردو دل می تپید و رازشان یکی بود :

راز رسیدن به کوی دوست ...
راز چشیدن شهد لقای دوست ...
و راز رسیدن به وصال دوست ...

که : یا دیدن خانه ی خدا بود

 یا زیارت  اولیا خاص خدا ...

این آوا شنیدن داشت و این بدرقه دیدن ...
.
مادر می گریست و می گفت : خوش به سعادتی که دارین وملتمس دعا بود

زائرهم اشک از دیدگانش پاک میکرد و حلالیت می طلبید و می گفت :

دعا کنین خدا قبولم داشته باشه ....

می رفتند و دل میبردند ....

خدایا امشب هوای زیارت دارم

کجا؟
باکی ؟
کی ؟
چه مدت ؟


نمیدانم ..

فقط و فقط میدونم دلم هوای زیارت کرده .....

کجاست چاووش تا بخواند :


شکر لله عاشقان با خدا

میروم به  سرزمین کربلا

جایتان خالی در آن وادی طور

در کنار دلبرم مست از حضور

گنبد زرد حسین مستم کند

شیعیان فارغ از این هستم کند ..




برچسب ها: صدای چاووش، دلنوشته، عاشقانه ی خدا، زوار کوی دوست،

تاریخ : چهارشنبه 12 فروردین 1394 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه