شب بیست و یکم  ماه مبارک رمضان است .

شبی متفاوت .نگاه ها فرق دارد.

رفتارها با شبهای پیش یکسان نیست .

صحبت از میهمانی خاصی ست

حرف از خوان گسترده تری به میان آمده.

خوانی که همه کس در آن جا دارد

مکانی خاص ندارد ،آدابی ویژه نمی طلبد

کوچک و بزرگ نمی شناسد .فقیر و غنی معنی ندارد

با یک تطهیر ساده و با تلطیف روح می توان در آن شرکت کرد .

راهش نورانی ست و هموار!

آن دورها آوای ملکوت می آید صدای ساز خداست !

نغمه ی ربنا برپاست .نوای الغوث.. می آید .


امشب شب بزرگی ست

باید چشم دل داشته باشی تا این عظمت را ببینی

و گوش دلت تو را به اوج راز نهفته در فریاد ربنا ببرد

.امشب در رحمت باز است .باب توبه و استغفار گشوده است .

او تورا میزبان است .خدایت ،خالقت !

تویی طالب و او مطلوب !

تویی عاشق و او معشوق !

اینجا صحبت از شرکت در لحظه است ،

ثانیه است .ثانیه ای که اگر بگذرد،هرگز بر نمی گردد.

لحظه هایی که دل به دنبال بهانه میگردد تا بلرزد ،تابشکند

و در پی این تکان زلال اشکش جاری شود ،

گونه اش را صفا دهد وطیب و طاهرش گرداند.


شاید برسد به جایی که وعده داده اند:

رسد آدمی به جایی که بجز از خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیّت

برچسب ها: شب قدر، شب بیست و یکم ماه رمضان، نجوای عاشقانه، نجوای قدر،

تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1394 | 09:06 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه