یاد باد آن روزگاران یاد باد

آهنگ پروفایلم
روزگارای قدیم مثل حالا درد نبود
 قدیما یادش بخیر این همه نامرد نبود
قدیما گرمی بازا


مادرم تعریف میکرد:  اونروزا
 
نمك، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با نمك‌سنگ مى‌خواباندیم

 تا كم‌كم شورى بگیره
 
غذا را چند ساعتى روى شعله‌ى ملایم چراغ خوراك‌پزى

 مى‌نشاندیم تا جا بیفته
 
یخ‌كرده و تكیده كنار علاءالدین و والور مى‌نشستیم

 تا جون‌مون آروم گرم بشه
 
عكسِ یادگارىِ توى دوربین را هفته‌اى، ماهى به انتظار مى‌نشستیم

 تا فیلم به آخر برسه و ظاهر بشه
 
آهنگِ تازه‌ى آوازه‌خوان را صبر مى‌كردیم

تا از آب بگذره و كاست بشه و در پخشِ صوت بخونه
 
قلك داشتیم؛ با سكه‌ها حرف مى‌زدیم

تا حسابِ اندوخته دست‌مون بیاد
 
حلیم را باید «حلیم» مى‌بودیم تا

جمعه‌ى زمستانى فرا برسه و در كام مون بشینه
 
هر روز سر مى‌زدیم به پست‌خانه،

 به جست و جوىِ خط و خبرى عاشقانه، مگر كه برسه
 
گوش مى‌خوابوندیم به انتظارِ زنگِ تلفنِ محبوب :

 شبى، نیمه‌شبى، بامدادى، گاهى، بى‌گاهى؛
 
انتظار معنا داشت

دقایق «سرشار» بوداز حسی ناگفتنی
 
هر چیز یك صبورى مى‌خواست ،تا پیش بیاد،
 
تازمانش برسه.تا جا بیفته. تاقوام بیاد :

 غذا، خرید، تفریح، سفر، خاطره، دوستى، رابطه، عشق
 
"انتظار" مارا قدردان ساخته بود...

حالا فهمیدی چرا این روزها کسی

 قدردان نیست؟



Image result for ‫قدیما یادش بخیر‬‎


برچسب ها: یاد ایام قدیم، بوی انتظار، روزگار قدیم، یاد خاطره ها، دوران کودکی، انتظار نامه،

تاریخ : دوشنبه 9 شهریور 1394 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه