کاش بزرگ نمی شدیم !







روزهای رفته ی سال را ورق می زنم
چه خاطراتی که زنده نمی شوند 
چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند
و چه روزها که هر ثانیه اش یک سال زمان می برد 
چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخندها که بی اختیار بر لبانم نقش بست 
و چه آدم ها که دلم را شکستند
چه چیزها که فکرش را هم نمی کردم و شد
و چه چیزها که فکرم را پر کرد و نشد
چه آدم ها که شناختم و

چه آدم ها که فهمیدم هیچگاه نمی شناختمشان
و چه ...
و سهم یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود
کاش ارمغان روزهایی که گذشت 
آرامشی باشد از جنس خدا
آرامشی که هیچگاه تمام نشود ...







 بیائید مواظب همدیگه باشیم !



 بیائید مواظب همدیگه باشیم !
از یه جایی به بعد ... ، دیگه بزرگ نمیشیم ، پیر میشیم
از یه جایی به بعد ... ، دیگه خسته نمیشیم ، می بُریم
از یه جایی به بعد ... ، دیگه تکراری نیستیم ، شاید زیادی باشیم !
پس قدر خودمون ، خانواده مون ، دوستانمون ، زندگیمون و کلاً ،
 حضور خوشرنگ مون رو تو صفحه ی دفتر وجود بدونیم  .
محبت تجارت پایاپای نیست ...
چرتکه نیندازیم که من چه کردم و تو در مقابل چه کردی !
بی شمار محبت کنیم
حتی اگر به دلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود ...






برچسب ها: گذر زمان، نگاهی به گذشته، سال گذشت ..، مهربانی، عشق،

تاریخ : پنجشنبه 13 اسفند 1394 | 03:46 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه