می آیم و می مانم در کنار خاطراتت

و  خاطراتم ....

با سکوتی غم آلود در شبی آرام

در خانه ایی که سرد و خاموش است

خاموش از صدای قشنگ تو مادر !

می آیم و ....

روی اولین پله های حیاط می نشینم

نسیم خنکی گونه ی اشک آلودم را نوازش می دهد

زانوی غم  بغل می گیرم و با صدای

تنها جیرجیرک خانه

طبع شعرم شکوفه می کند


و احساس میکنم پرنده ام

پرنده ای در اوج آسمان ها ....

به دنبال تو می گردم ...

تا بگویم نوه ام !

که عزیز دل تو بود دوساله شد مادر !

می یابمت .. ...زیر نور ستاره ها !

با لبخندی که به لب داری ...

 شادی ...

شادی که چراغ خانه ات روشن است مادر !

تو به من می خندی .....

ودستان پر از ستاره ات را برویم می گشایی :

جام پر از نور را بر میدارم

تا  هدیه دهم به او که دوستش داشتی .....






برچسب ها: عاشقانه، تولد صدرا، عشق مادر، مادربزرگ، خانه ی مادربزرگ، ستاره، بهترین هدیه،

تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395 | 08:12 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه