بنازم حال و هوای عشقت را !

Image result for ‫دلنوشته ی محرمی‬‎

Image result for ‫هیئت سینه زنی‬‎


دلم گرفته ..سینه ام سنگینی میکند

حس غریبی دارم ..حوصله ی بیرون رفتن ندارم

پناه می برم به دشت مجاز ! دنیای بی صاحب امروزی !

دنیایی که حد و مرزها را ندیده گرفته و به پیش می تازد !

و انسان و انسانیت را به راحتی با خود می برد ..

پنجره ی یک گروه به رویم باز می شود  ..

نوشته ها  پسندم نیست ..از درون فریاد میکشم و از برون

لب به نصیحت باز میکنم که حرمت ایام رو نگهدارند ..

یک مداحی قدیمی را باز کرده و می روم در عالم خیال ...

حداقل 30 سال پیش .....

روزایی که ماه محرم حال و هوایی دیگر داشت

لحظه ها مرا با خود می برد 

به ثانیه هایی که دست در دست عشق می گذاشتم

تا یکی از همراهان هیئت باشم و....

و همراه شدم !

نوایی با عشق میخواند و مرا بسوی خود می طلبد

به دنبال صدا می روم ...چند دسته ی عزادار پیش می آیند

به دنبال گروهی هستم  که دلم را خوانده است

دیدگانم فقط عشق را می بیند ..

و آنها هم عاشقانند ...

کسی را به دیگری کاری نیست

هرکس حال و هوای خودش را دارد

بوی اسپند و عطر گلاب روحم را نوازش می دهد

حال خوشی پیدا میکنم ...حتی نگاه کردنشان هم شوری خاص می بخشد

به حال چون منی که بهانه می خواهد برای پرواز دل پریشانش !

جایی دنج پیدا میکنم و بی خبر از اطراف غرق در صفای

حرکات سقایی می شوم که با پای برهنه آب را

با مشکی در دوش می کشد تا یاد آور رنج

تلخ تاریخ شود آن روزی که آب ،بهای جان شد

و به لب داغ غرق در عطش نرسید ...

آب اشکم را همچو باران بر روی گونه می ریزم و

با سوز صدای نوحه گر می گریم  ...

آنقدر می گریم تا شاید قفل دلم با کلید نگاه حسین

باز شود و چراغ راهم گردد ....

من در این عصر دود و آهن و سنگ

مصیبت زده ی دورانم !

ره گم کرده ام آقا !


Image result for ‫سقای دشت کربلا‬‎



برچسب ها: moharam95،

تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395 | 11:55 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه