از “همه “دست کشیدم که تو باشی “همه ام”…

با تو بودن ز “همه” دست کشیدن دارد…


لبیک یاحسین(ع)…



Image result for ‫دلنوشته ی اربعین‬‎


اربعین است .....

در غروب عطش آلود، وقتی برق شقاوت خنجری آبگون

بر حنجره ی  آخرین شهید نشست،

وقتی صدای شکستن استخوان در گوش سم های تازه عوض شده پیچید،

و آن گاه که خیمه ها در رقص شعله ها گم شدند،

جلادان همه چیز را تمام شده انگاشتند. دشمن به جشن و سرور ایستاد

و نوازندگان، دست افشان و پایکوبان، در کوچه های آراسته،

به انتظار کاروانی نشستند که با هفتاد و دو داغ، با هفتاد و دو پرچم،

و با شکسته ترین دل و تاول زده ترین پا،

به ضیافت تمسخر و طعنه و خاکستر و خنده می آمد.

گذشت و گذشت تا به چهلمین روز رسید .

حقیقت، عریان تر و زلال تر از همیشه، از افق خون سر برآورد.

کربلا به بلوغ خویش رسید و جوشش خون شهیدان، خاشاک ستم را به بازی گرفت.

خونی که آن روز در غریبانه ترین غروب،

در گمنام ترین زمین و در عطشناک ترین لحظه بر خاک چکه کرد،

  در آوندهای زمین جاری شد و رگ های خاک را

به جنبش و جوشش و رویش خواند.

چهل روز است که یزیدیان، جز رسوایی ندیده اند و

جز پتک استخوان کوب، فریادی نشنیده اند.

اربعین است ....

اربعین است. کاروان به مقصد می رسد.

تیر عشق کارگر افتاده و قلب سیاهی چاک خورده است.

. هنگامه کمال خون، باروری عشق و ایثار، فصل روییدن.

هنگام میثاق است و دوباره پیمان بستن.

به راستی کدامین سر، سودای همراهی این سر بریده را دارد

و کدامین همت، ذوالجناح بی سوار را زین خواهد کرد.

عشق با تمام قامت بر قله ی  گودال ایستاده و دو دستی که

در ساحل علقمه کاشته شد، بلند و استوار، چونان نخل های بارور، سربرآورده است.

به راستی، کدامین یاور، به هم نوایی و همراهی برمی خیزد؟

جز نسلی که از تبار عاشقان حسین باشد

بیائید به مصداق کلام گهر بار امام حسین علیه السلام :

«اگر دین نداری ،لااقل آزاده باش »

به حقیقت حسین را بشناسیم و پیرو راهش باشیم ....


Related image



برچسب ها: اربعین، عشق، دلنوشته اربعین، یاران حسین، جوشش خون شهید، زینب، پرستار کربلا،

تاریخ : شنبه 29 آبان 1395 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه