کاش !


گاهی عکسی را می سوزانیم ..

گاهی عکسی ما را می سوزاند ..

گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم ..

گاهی هم سالها با یک عکس زندگی می کنیم …..

و این یعنی زندگی......


این جمله ها را خواندم و خاطره ایی در ذهنم نقش گرفت


روزی که در جوانی عکسم را به مادر نشان دادم ...


نگاهش کرد و با حسرت آهی کشید و گفت :

کاش پیر نمی شدید مادر !

آنروز جوانی و تفکرات جوانی نگذاشت به عمق این جمله پی ببرم

اما امروز یاد جمله ی مادر و تفسیر این جمله ها واقعا آتشم زد ...


کاش پیر نمی شدیم !

کاش قدر لحظه ها را می دانستیم !

کاش بودنمان را کنار یکدیگر قدر می دانستیم !

کاش ..

کاش ...


کاش از این  ای کاش گفتن ها  پند می گرفتیم ...!


Image result for ‫گاهی عکسی ما را می سوزاند ..‬‎



برچسب ها: دلنوشته، عاشقانه، زندگی، عمر، حسرت، کاش، پیری،

تاریخ : دوشنبه 5 مهر 1395 | 09:24 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات




از گابریل گارسیا می پرسند:

اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟

گفت:

99 صفحه رو خالی میذارم.

صفحه آخر، سطر آخر

می نویسم:

"یادت باشه دنیا گرده،

هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی

شاید در نقطه شروع باشی"

زندگی ساختنی است؛

نه ماندنی..

بمان برای ساختن»

نساز برای«ماندن».

منتطرنباش کسی برایت گل بیاورد!

خاک را زیر و روکن…

بذر را بکار،

از آن مراقبت کن،

گل خواهد داد.























برچسب ها: گابریل گارسیا، کلام زیبا، گارسیا، نابغه ی کلمبیایی، گابریل، زندگی،

تاریخ : یکشنبه 13 دی 1394 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات




بیائید با هم مهربان باشیم 


یک نفس با دوست بودن همنفس
آرزوی عاشقان این است و بس

واحه های دور دست دل کجاست
تا بیاساییم در خود یک نفس ؟

واحه های گم که آنجا کس نیافت
رد پایی از نگاه هیچ کس

خسته ام از دست دل های چنین
پیش پا افتاده تر از خار و خس

ارتفاع بال ها : سطح هوا
فرصت پروازها : سقف قفس

خسته از دل ، خسته از این دست دل
ای خوشا دل های دور از دسترس





بیائید همدیگر را ببینیم ،بیائید برای یکدیگر ارزش و احترام قائل شویم

بیائید انسانیت را باور کنیم ،بیائید طلبکار هم نباشیم

بیائید خودمان را دوست بداریم تا راهی باشد برای دوست داشتن دیگران

بیائید آئینه ی یکدیگر باشیم :

هم قشنگی ها را ببینیم ،هم زشتی ها را







زندگی چون گل سرخی است

  پر از خار و پر از برگ

   وپر از عطر لطیف

    یادمان باشد اگر گل چیدیم

     عطر و برگ و گل و خار

    همه همسایه ی دیوار به دیوار همند








چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

خنده ی پنجره زیباست اگر بگذارند

 

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

 

سند عقل مشاعی است همه می دانند

عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

 

روستا زاده ام و سبزتر از برگ درخت

وسعتم سینه صحراست اگر بگذارند

 

دل درنایی من این همه بیهوده مگرد

خانه ی دوست همین جاست اگر بگذارند

 

غضب آلوده نگاهم مکنید ای مردم

دل من مال شماهاست اگر بگذارند.

 



برچسب ها: مهرو مهربانی، آینه، عاشقانه، زندگی، شعر اگر بگذارند، دوستی، دل نوشته،

تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1394 | 03:43 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات




بیائید با هم مهربان باشیم 


یک نفس با دوست بودن همنفس
آرزوی عاشقان این است و بس

واحه های دور دست دل کجاست
تا بیا سا ییم در خود یک نفس ؟

واحه های گم که آنجا کس نیافت
رد پایی از نگاه هیچ کس

خسته ام از دست دل های چنین
پیش پا افتاده تر از خار و خس

ارتفاع بال ها : سطح هوا
فرصت پروازها : سقف قفس

خسته از دل ، خسته از این دست دل
ای خوشا دل های دور از دسترس





بیائید همدیگر را ببینیم ،بیائید برای یکدیگر ارزش و احترام قائل شویم

بیائید انسانیت را باور کنیم ،بیائید طلبکار هم نباشیم

بیائید خودمان را دوست بداریم تا راهی باشد برای دوست داشتن دیگران

بیائید آئینه ی یکدیگر باشیم :

هم قشنگی ها را ببینیم ،هم زشتی ها را







زندگی چون گل سرخی است

  پر از خار و پر از برگ

   وپر از عطر لطیف

    یادمان باشد اگر گل چیدیم

     عطر و برگ و گل و خار

    همه همسایه ی دیوار به دیوار همند








چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

خنده ی پنجره زیباست اگر بگذارند

 

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

 

سند عقل مشاعی است همه می دانند

عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

 

روستا زاده ام و سبزتر از برگ درخت

وسعتم سینه صحراست اگر بگذارند

 

دل درنایی من این همه بیهوده مگرد

خانه ی دوست همین جاست اگر بگذارند

 

غضب آلوده نگاهم مکنید ای مردم

دل من مال شماهاست اگر بگذارند.

 


برچسب ها: دوستی ها، مهرو مهربانی، آینه، عاشقانه، زندگی، شعر اگر بگذارند،

تاریخ : پنجشنبه 11 دی 1393 | 08:58 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات


خانه ات را دوست دارم مادر !

خانه تان را دوست داریم مادر بزرگ ها و پدربزرگ ها !

خانه ای که در آن تاریخ روایت می شود ،از عمر حکایت می کند .

خانه ای که غرق حرف است و برکت ،شکوه است و عظمت !

خانه ای که در آن قدمت و سنت ،فریاد دارد و

تمدن و مد گرایی امروزی تغییرش نداده

هنوز حیاط دارد ،با حوضی که زلالی آبش پاکی روح می آورد

و حرکت ماهیش ،نغمه از حیات می زند
..

خانه ای که سبوی آب گوارایش ،طعم دلپذیر زندگی می دهد

و آواز قناری خوش رنگش  ،نغمه از شور دارد و نشاط !

خانه ای که درورودی اش همیشه باز است و دیوار های اتاقش

شاهد برپائی سفره های گسترده ای ست ..

خانه ایی که پیر در آن حرمت دارد ،صدایش شنیده می شود

نگاهش طالب دارد  و حرفش  «گنج » است و حضورش نعمت !

در این خانه طراوت است و سبزی ، اعتقاد است و نذری !

دست ها صدا دارند و همسایه ها دنیای حکایتند !







کوزه های ترشی آب به دهان می آورند و شیشه های مربا ،شهد می آفرینند !

مهمتر از همه ،داشتن باغچه یک آرزو نیست و درختان در آن نفس می کشند !

زیرزمین انباری نشده و تخت تابستانی اش با ملودی فواره ی آب و بوی نم محیط

مشام را می نوازد و روح را طراوت می بخشد !

حیاطش بالکن نیست و میدان زندگی ست و بارش باران را می توان لمس کرد و

گرمی و نور مهر تابان ،را روی گونه حس کرد !

پنجره هایش  نقاشی  نیست و ایوانش  صفایی دیگر دارد !

 ایوانی که بارش باران روی حصیرش ،دل را می کشاند به

 نشستن در کنار سماوری که صدای قل قلش ،موسیقی همراه

نوشیدن چایی ست که خستگی را از تن بدر می کند !!

در این خانه مهمانی همیشه بر پاست
چون مهمان از راه دل وارد می شود .

عذایش ساده و خانگی ست و با بوی  خوشی که حس برانگیز است !

عطرش به هفت منزل کشیده می شود !

نان حرمت دارد و مایه ی برکت سفره است


مهمان ناخوانده ،حبیب خداست و رزق و روزیش  را با خود می آورد .

فقط باید از حضورش شاد بود و  آب خورش را زیاد کرد.

فضای خانه ،طراوت و سبزینگی گلدانهای شمعدانی اطراف حوض ،

دوستی های خالص ،  بیماری ها را دور میکند

و افسردگی معنایی ندارد و دلخوری ،مشاوره نمی خواهد !

بوی خوش  یاس ،از درخت یاس است نه از  شیشه های پر شده ی  عطری به نام یاس  !

زحمت و عشق مادر،دست همیشه پر پدر ،سکون را از این خانه دور میکند

این خانه همیشه تمیز و شسته است !

خاک  اینجا نمی ماند !
 
این خانه زنده است چون

همه چیز در آن زنده است و بوی زندگی می دهد ...

چه زیبا بود خانه ات  مادر !





جملات زیبا گیله مرد

برچسب ها: خانه ی عشق، مادربزرگ، خونه ی مادربزرگ، سرای محبت، زنده، زندگی، نان تازه،

تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 12:07 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
درس وفاداری

هیچ یادم نرود این معنی           که مرا مادر من نادان زاد

 پدرم نیز چو استادم دید            گشت از تربیت من آزاد

      پس مرا منت از استاد بود         که به تعلیم من استاد  استاد

      هرچه دانست آموخت مرا         غیر یک حرف که نا گفته نهاد

       قدر استاد نکو دانستن            حیف استاد به من یاد نداد!



 درس وفاداری یکی از آموخته های زندگیم بود

یاد گرفتم وفا دار باشم وقدر بدانم انسانهای والائی را

که با هدفی مقدس در راهی روشن قدم گذاشتند

وجوانی وعمر خود را سرمایه قرارداده

وبانیتی خالص وقلبی عاشق درس دادند

رمز چگونه زندگی کردن راوآموختند راهی

که صراط مستقیم بود وبه دیار عارفان ختم میشد

واکنون در مقام بازنشستگی می بوسم دست تمامی معلمین عاشقی

که به معنای واقع معلمند وکاسب نیستند

آنها که صفای دلشان را فدای ریا نمی کنند

وبه فکر قضاوت آیندگان هستند تااز آنها به نیکی یادکنند

وبرسند به معنی این شعر سراسر پیام :


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

    هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود

     صحنه پیوسته به جاست

     ای خوش آن نغمه که یاران بسپارند به یاد


         پس روزتان مبارک پیامبران عشق وراستی




برچسب ها: روز معلم، زندگی، صحنه ی هنرمندی، نغمه، یاد استاد،

تاریخ : جمعه 12 اردیبهشت 1393 | 11:36 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات
                                         


زندگی دو نیمه است ،


        یک نیمه ی آن بردبار و

                      نیمه ی دیگر آن سرکش و آتشین است


عشق همان نیمه ی آتشین زندگی ست .

                                   پیش از آن که معنای عشق را بدانیم ،


ترانه هایش را می سرودم .
                                         اما زمانی که مهر را شناختم ،



واژه های زبانم نفسهایی آرام ،

                          و نغمه های سینه ام آرامشی ژرف گردیدند.


                                                                                       جبران خلیل جبران


برچسب ها: عاشقانه، زندگی، جبران خلیل، ترانه مهر، آرامش سینه،

تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 08:25 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

دلخوش امروز چو دیروز به فردا هستیم                      باز فردا بود امید به فردای دگر
                                                                                                                              
کمال اجتماعی جندقی
این روز ها ذهنم پریشان است، دل شوره دارم این طرف و آن طرف می روم، آخر نا سلامتی دارم مادر شوهر می شوم و چقدر آرزوی رسیدن به این روز ها را داشتم اما نمی دانستم که سختی هایش نمی گذارد حلاوتش را حس کنم.نگاه می کنم دور و برم.همسرم هم همین حال را دارد، هر دو بازنشسته هستیم و دلخوش که دو پسر داریم. خدا دوستمان نداشت و از داشتن دختر محروم شدیم.راضی هستیم به رضایش. بعد از یک عمر خدمت صادقانه در مکانی کوچک و با امکانات کم می خواهیم پسر داماد کنیم:اما چگونه؟خدا می داند..................
دلم برای وبلاگم تنگ شده می آیم چیزی بنویسم، چند روز مشکلات از نوشتن محرومم کرده...........نمیتوانم،نمیدانم، چرا، توکل به خدا میکنم و روز ها را یکی پس از دیگری می گذرانم و هر روز دلهره ام بیشتر می شود.راستی: چرا پریشانم؟..............به امید آسایش می مانم.
مریض مصلحت خویش را نمی داند
                                        
به تلخ و شور طبیب زمانه قانع باش


برچسب ها: مادر شوهر، پریشان، زندگی، دامادی، پسر،

تاریخ : شنبه 4 تیر 1390 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات
     هیچ یادم نرود این معنی           که مرا مادر من نادان زاد

      پدرم نیز چو استادم دید            گشت از تربیت من آزاد

      پس مرا منت از استاد بود         که به تعلیم من استاد  استاد

      هرچه دانست آموخت مرا         غیر یک حرف که نا گفته نهاد

      قدر استاد نکو دانستن            حیف استاد به من یاد نداد.........

 درس وفاداری یکی از آموخته های زندگیم بود یاد گرفتم وفا دار باشم وقدر بدانم انسانهای والائی را که با هدفی مقدس در راهی روشن قدم گذاشتند وجوانی وعمر خود را سرمایه قرارداده وبانیتی خالص وقلبی عاشق درس دادند رمز چگونه زندگی کردن راوآموختند راهی که صراط مستقیم بود وبه دیار عارفان ختم میشد واکنون در مقام بازنشستگی می بوسم دست تمامی معلمین عاشقی که به معنای واقع معلمند وکاسب نیستند انها که صفای دلشان را فدای ریا نمی کنندوبه فکر قضاوت آیندگان هستند تااز آنها به نیکی یادکنند وبرسند به معنی این شعر پرمعنی:

    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

    هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود

     صحنه پیوسته به جاست

     ای خوش آن نغمه که یاران بسپارند به یاد

              پس روزتان مبارک پیامبران عشق وراستی


برچسب ها: روز معلم، زندگی، صحنه ی هنرمندی، نغمه، یاد استاد،

تاریخ : دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

.: Weblog Themes By forouzesh :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه