تبلیغات
با چشم دل سخن دل را بخوان - مطالب ابر شعر حافظ
ای حافظ. . .






سخن تو،همچون ابدیت بزرگ است. زیرا آن را
آغاز و انجامی نیست.
کلام تو چون گنبدآسمان تنها به خود
وابسته است ومیان نیمه غزل تو با
آغاز و انجامش فرقی نمی توان گذاشت.


چه همه ی آن درحد کمال است. تو آن
سرچشمه فیاض شعر و نشاطی که از
آن هر لحظه موجی از پس موج دیگر بیرون می تراود.


دهان تو همواره برای بوسه زدن و
طبعت برای نغمه سرودن وگلویت 
برای باده نوشیدن و دلت برای مهر ورزیدن آماده است.


خود را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست.
تو آن کشتی ای که مغرورانه باد در
بادبان افکنده وسینه دریارامی شکافد
و پا بر سر امواج می نهد و من آن تخته پاره ام که
 بی خودانه سیلی خور اقیانوسم.


در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دیگر می زاید 
و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند.
اما مرا این دریای آتشین درکام خویش می کشد و فرو می برد.


بااین همه هنوز درخود جراتی اندک
می یابم که خویش را مریدی ازمریدان تو شمارم. . .


           گوته برترین شاعرآلمان





فال حافظ,غزل طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف,تفسیر کامل فال حافظ


طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف

طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من
گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف

از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

ابروی دوست کی شود دست کش خیال من
کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ دل
یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف

من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک
مغ بچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف

بی خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل
مست ریاست محتسب باده بده و لا تخف

صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه ی رهت شود همت شحنه ی  نجف


برچسب ها: حافظ، گوته شاعر آلمانی، ایرج بسطامی، شعر حافظ، طالع اگر مدد دهد، بسطامی، شعر عاشقانه،

تاریخ : چهارشنبه 6 آبان 1394 | 08:03 ب.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات


شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مـه پیکــر او سیــر ندیدیم و برفت

گوئی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بر بست و به گَردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحـه ی حـرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره ی اخلاص دمیدیم و برفت

عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کـرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت



ای میهمانان ملکوت !

عاکفان حریم یار !

یک ماه است که در دریای کرامت الهی بو ده اید

وحال هنگام وداع و خداحافظی است

چه زیبا بود لحظه های انتظار !

انتظار آمدنش ،چه لذت بخش بود بودنش

و چه تلخ است وداعش ،نبودنش

از خدا می خواهیم روزه ها ی ما را به شکر قبول کند

وآنطور که مورد رضایت خود و پیامبرش است

فروعش را با اصل استوار سازد

به حق سرورمان محمد (ص )و خاندان پاکش و سپاس

و ستایش که مخصوص خدای جهانیان است





برچسب ها: وداع با رمضان، شعر حافظ، آخرین نجوای سحری،

تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392 | 01:05 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات


سـاقی بیـــار باده که مـاه صیـــام رفت
در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عـــزیــز اســت بیــا تا  قضــا کنیم

عمـری که حضـور صـراحـی و جام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسـید
تا بویی از نسیم می اش در مشام رفت



همسفر ساجدم ! همراه عابدم !

روزها چه سریع می گذرند و

 دل ما از این گذر  تب دار می گردد

و از غم فراق می هراسد

خدایا !معبودا ! با دو روز مانده چکنم ؟

از تو می خواهم :

بهره ام را از مستحبات افزون کنی

و در انجام نوافل کمکم نمایی

وسیله ی رسیدنم را به حضورت فراهم سازی ای کسی که

پافشاری و اصرار دیگران دل مشغولت نمی کند





برچسب ها: دعای روز بیست و هشتم ماه رمضان، شعر حافظ،

تاریخ : سه شنبه 15 مرداد 1392 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات



از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
نرود کارش و  آخـــر به خجالـت برود

کـاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدا

به  تجـــمل بنشینــد  به جلالـت برود

سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست
که به جائی نرسد  گر به ضـلالت برود



همسفر بیدار دلم ،رهرو کوی حبیبم !

چه زود گذشت !چند سحر دیگر با هم هستیم ؟

بیا از خدا بخواهیم با بخشش گناهانمان امروز پاداش ما را بدهد و

کوشش ما را راقبول کند وعیوبمان را بپوشاند .

او که شنواترین شنوایان است



برچسب ها: دعای روز بیست و ششم ماه رمضان، شعر حافظ،

تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات
۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩


برنیامد از تمنای لبت کامم  هنوز
بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز

در ازل دادست ما را ساقی لعل لبت
جرعه ی جامی که من مدهوش آن جامم هنوز

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
جان به غم هایش سپردم نیست آرامم هنوز


ای میهمان سفره ی پاک الهی !

وی مسافر طریق عشق و صفا و وفا !از چه پریشانی ؟

میدانم پنج روز دیگر باید از سفر عشق بر گردی

با نغمه ی غمینت هم صدا می شوم :

خدایا !امروز مرا دوستدار دوستانت و

 دشمن دشمنانت قرار بده و کاری کن

 رهرو آخرین پیامبرانت باشم

ای نگهدارنده ی پیامبران !




برچسب ها: دعای روز بیست و پنجم ماه رمضان، شعر حافظ،

تاریخ : شنبه 12 مرداد 1392 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات




سحـــــر با باد می گفتـم حدیث آرزومنـــدی
 خطـاب آمـد كه واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب كلید گنج مقصود است
 بدین راه و روش  می رو  كه با دلدار پیــوندی

قلـم را آن زبان نبــود كه سرُ عشق گوید باز
   ورای  حـــدُ  تقریر  اسـت  شــرح  آرزومنــدی

مهربان یار ! ای بنده ی امیدوار !

بیست و چهار روز از رمضان را گذراندی

خود را به بحر عشق رساندی و تلاش کردی غبار از دل بزدایی

نمی دانم چه کردی و به کجا رسیدی ،امادر این فرصت باقیمانده

می خواهم با من همنوا شوی :

خدایا !در این روز از تو چیزی می خواهم که خشنودت کند.

به تو پناه می برم از آنچه مایه ی خشم توست

و از تو توفیق اطاعت و ترک معصیت می طلبم

 ای که عطاکننده ی درخواست کنندگانی
-





برچسب ها: دعای روز بیست و چهارم ماه رمضان، شعر حافظ،

تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات


دوش وقــــت ســــحــر از غصه نجاتم دادند

 وانـــدر آن ظــلمت شــب آب حیاتــــم دادنـد


بــیــخــود از شــعــشــعــه پـرتو ذاتم کردند

 بــاده  از  جــــام تــجــلــی  صــــفـاتم  دادند


چــه مــبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

 آن شب قــــدر کــه  ایـن تازه  براتــم  دادنــد


بـعـد از ایــن روی مــن و آیــنه ی  وصف جمال

 کــه در آن جــا خــبـر از جـلوه ی  ذاتـم دادنـد


مــن   اگـر  کامروا  گشتم و خوشدل چه عجب 

مــســـتـحق  بودم  و  این​ها به زکاتــــم دادنـد


هــاتــف  آن روز بــ  مــن مژده ی  این دولت داد 

کـــه بــــدان  جــور و جفا  صبر  و  ثباتم   دادنـد


ایــن  هـمه  شهد و شکر  کز  سخنم  می​ریزد 

اجــــــر صبــــریست  کز آن  شـاخ نباتـــم دادنـد


هـمــــت  حـافـــظ   و  انــفاس  سحرخیزان   بود

 
کـــــه ز بـنــــد غــــم ایــام  نــجــاتــــم   دادنــد





زائرکوی حبیب !ساجد شب خیز!

باز رسیدی به شبی دیگر و قدری بیاد ماندنی

دلت دید و چشمت گریست و دستانت بالا رفت

حال برای بیست و دومین بار او را بخوان :

الهی !ای که پاسخ دهنده ی دعای درماندگانی

،درهای فضل و کرمت را به رویم بگشا

وبرکت هایت را بر من نازل گردان و

در میان باغهای بهشت جایم ده

ای که پذیرنده ی دعوت گرفتارانی






برچسب ها: دعای روز بیست و دوم ماه رمضان، شعر حافظ،

تاریخ : چهارشنبه 9 مرداد 1392 | 01:03 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات



خـلــوت گــزیـده رابـه تـمـاشـا چه حـاجــت اســت

 چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جـانـا بـــه حاجتــی که تــورا هســـــت بـا خــــــدا
 
کاخــــر دمی بپــــرس که مــا را چه حاجــت است



ساجدان   کوی عشـــق !

راکعـین در گـاه عبــودیت !

بنــــــازم قدرت ایمـانتـــــان را

هفـده روز است که رمضانی شـده اید

وبهـره گرفتـه اید از هدایت و راهنمائی پروردگار

از خدایی که به تفسـیر و سـوال بندگان نیـاز ندارد و

 داناسـت به آنچـه که در سینه ی جهانیان نهـفته اسـت

از او بخـــواه تا نیـــازت را بر آورد



برچسب ها: روز هفدهم ماه رمضان، شعر حافظ،

تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات



جز آستان توام در جهان پناهی نیست

سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست

عــدو چو تیـغ کشد ما سـپر بینــدازیم

که تیـغ ما بجـز از ناله و آهـی نیسـت


یازده روز است که با خدای خودت خلوت داشتی

خلوتی با خلوصی بیشتر و قلبی پاک تر

لبت دعا خواند و چشمت گریست

از او بخواه که تو را طالب احسان و نیکی کند

از فسق و ریا و تزویر و عصیان  دورت سازد

وطلب کن تا سوز آتش جهنم را بر تو حرام نماید

زیرا که فریاد رس فریاد خواهان است



برچسب ها: شعر حافظ، دعای روز یازدهم ماه رمضان،

تاریخ : شنبه 29 تیر 1392 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات



در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد


از من اکنون طمع صبر دل و هوش مدار


کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد



ای دلارام عاشق !

عجبا از این ضیافت عظما

 و محفل انس زیبا و نشور بی همتا

هشت روز از رمضان گذشت

هشت روز است که با طاهران هم پیاله شدی

مبادا مهرت را از دیگران دریغ کنی

مبادا از یاد یتیمان غافل شوی

سلامت را آشکار کن و

طعامت را با آنان تقسیم کن و

بیاموز چگونه هم نشین کریمان شوی
            


برچسب ها: دعای روز هشتم ماه رمضان، شعر حافظ،

تاریخ : چهارشنبه 26 تیر 1392 | 04:45 ق.ظ | نویسنده : فروزنده غیاثی | نظرات

.: Weblog Themes By forouzesh :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

  • بازی مهربانی
  • بوگاتی
  • قیمت دلار
  • روزنامه